خرید بک لینک

http://up.tafrihi3.ir/up/tafrihi3/Pictures/motaharek/gh-love-n1223-6.gif

یه سیلی زد و گفت: تو بهم خیانت کردی!!!

گفتم: تو هم بکن...

چند ماهی گذشت....

سوار ماشین عروس دیدمش...

با خنده اومد طرفمو گفت: دیدی منم تونستم...!!!

خندیدم و رفتم...

بعد یه ماه که تو بیمارستان بستری بودم فهمید سرطان داشتم...!!!

اومد ملاقاتمو و گفت: خیلی بی معرفتی...

چرا اینکارو کردی؟!!!

اشک تو چشام جمع شد...

بهش گفتم: من تو عروسیت خندیدم...

ولی تو توی ختمم گریه نکن...

گاهی دلیل " کم محلی ها ، ن گفتن ها و رها کردن ها شاید چیزی نباشد

که تو فکرمیکنی...

گاهی باید رفت تنها برای " عشقت "!!

برچسب: گاهی باید رفت,گاهی باید رفت تا بدانند,گاهی باید رفت تا,گاهی بايد رفت,گاهی باید رفت و,گاهي بايد رفت تا,گاهی باید رفت و رها کرد,گاهی باید رفت شعر,شعر نو گاهی باید رفت,گاهی وقتا باید رفت, نویسنده: یاسین موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 0:23

صفحه بندی